تبليغاتX
www.ShahramBadri.com سلام دوستان عزيز به "بزرگترين آرشیو موسیقی قاشقايي" خوش آمديد ، براي ارسال آهنگهاي جديد قاشقايي به ايميلتان ، در وبسايت عضو شويد . ضمنا نظرات سازنده ي شما باعث خدمت رساني هر چه بهتر بنده خواهد شد.جهت مشاهده ی بهتر این وبسایت حتما از مرورگر فایرفاکس استفاده نمایید......قاشقايي_شهرام بدري www.ShahramBadri.com میرزا ماذون قشقایی

Google


در کل اینترنت
در این وبسایت

بزرگترین آرشیو موسیقی ایل قاشقایی-هلئی
آخرين پست ها :
  • شعر سردار گلیدی.غول اوروج
  • قوشلارا داش آتان اوغلان.راضیه کاظمی کرانی
  • سری چهل و ششم تصاویر قاشقایی
  • شرح حال نعمت اله بیگ رحیمی
  • یا گؤله یا خرمنه.تیلکی متل لری.ناهید نوروزی چگینی
  • قطعه ی آساناک.جهانگیر رحمانی کشکولی
  • معادل ترکی کلمات در شعر.هدیه به شعرای ایل قاشقایی
  • قطعه گئدن آغیر ائل.هلاکو جانی پور
  • سالروز درگذشت محمد بهمن بیگی.برگزاری مراسم یادبود
  • بیوگرافی محمود کاویانی شش بلوکی
  • میرزا ماذون قشقایی
    مرتبط با موضوع : میرزا ماذون,معرفی افراد ,میرزا ماذون, | نويسنده : شهرام بدری علی کردی | تعداد بازديد : 1402

     میـرزا ماذون قشقایی

      اگر بخواهیم در میان شعرای قشقایی یکی از بزرگترین و خیال پردازترین و در عین

    حال صمیمی ترین آنها را برگزینیم، او کسی جز سید محمد ابراهیم فرزند سید

    علیرضا متخلص به مأذون متولد 1246 ه.ق نیست.

       آباء و اجداد این شاعر بزرگوار که وابسته به سادات موسوی و از اولاد امام زاده یحیی

    و از نوادگان امام موسی کاظم بودند که روستای شیخ هابیل از نواحی بهبهان به

    سال 1163 ه.ق مهاجرت کرده و در میان ایلات و بلوکات فارس و چهار محال مسکن

    می گزینند. مأذون در این باره می گوید

    مأذون قشـقایی تفصیلی چو خدور              آتاسی سـادات کهــگیلولی دیـر

     آناسی قشـقایی قادرلی مشهور           منزلی شیراز دور، اصلی شیخ هابی

    ترجمه :«تفصیل مأذون در (میان ) قشقایی زیاد و پدرش از سادات کهکیلویه است. مادرش

    از طایفه مشهور قادر لوی ایل قشقایی است؛ منزلش در شیراز و اصل وی شیخ هابیلی

    است.» 

    اوج شاعری مأذون در عصر ناصرالدین شاه و حتی مرگ شاعر با حادثه قتل ناصرالدین شاه

    (1313 ه.ق )مقارن است. این شاعر در بین شاعران قشقایی یگانه فردی است که در شعر

    و شاعری درخشیده و درحقیقت واسطه العقد شعرای ترک زبان قشقایی است. و مسلم

    است ظهور چنین شاعری در جامعه بسته ایلی که حتی تلقی آنها از وطن به مسیر کوچ

    محدود می شده مایه شگفتی است و اندکی بعد از مأذون این ارتباط فرهنگی و شعر و

    شاعری در ایل تا عصر معاصر قطع می شود .

    ظهور شعرای قشقایی عمدتا در دوره بازگشت ادبی ایران صورت گرفته و مسلم است که

    ارتباط قشقائیان ، قبل از مأذون با برخی از خاندانهای ادب پرور خطه فارس چون خاندان

    وصال و قاآنی شیرازی در ترقی شعر و ادبیات و فرهنگ ایلی مؤثر بوده است؛ این شاعر بنا

    به مقتضای زمان همانند دیگر شاعران دوره بازگشت از شعرای طراز اول و فرهیخته قبل از

    خود اثر پذیرفته است و به گونهای که با مطالعه دیوان وی گاه ترنم موزون فردوسی و نظامی

    تداعی می گردد و زمانی نیز طنین دلنشین سعدی و حافظ و قاآنی شیرازی .

    این شاعر از محضر فضلا و دانشمندان قبیله خود بالاخص پدرش، کسب علم و دانش می

    نموده و در صرف و نحو عربی و فنون شعر و شاعری به مقام استادی نائل می گردد که آرایه

    ها و شیوه زبان شعر وی مؤید این مطلب است .زبان وی ترکی قشقایی است و این زبان

    ازخانواده ترکی آذربایجانی که باید آن را زبان مادری ایل قشقایی نامید. دین و مذهب او

    همانند طوایف شش گانه قشقایی شیعه اثنی عشری است .

    علی رغم اشاره صریح مأذون بر تعدد زوجات در دیوان تنها یک بار ازدواج کرده . از این همسر

    دارای دو فرزند ، یک پسر و یک دختر ، که پسر وی (احمد) گویا در جوانی کشته می شود و

    نام دختر وی جواهر سلطان که با سواد بوده وخطی خوش داشته است و با یکی از بزرگان

    شیخ هابیلی به نام میرزا عبدالله ازدواج می کند که نوادگان وی هم اکنون در استان فارس

    و اصفهان سکونت دارند .

    مأذون همانند آبا و اجداد خود در دستگاه سران قشقایی به عنوان مکتبدار و شاهنامه خوان

    انجام وظیفه می کرده است وی شاعری آزاده است ، زمانی که دستگاه بزرگان را موافق

    طبع خود نمی بیند بی درنگ آنان را ترک می کند و بدون تملق و چابلوسی به دستگاه سران

    دیگر –که شاید اهمیتشان نیز کمتر است –می پیوندد؛ از سوی دیگر ایلخان و بزرگان ایل که

    بیشتر سرگرم رتق و فتق امور ایل بودند و فرصتی و شاید امکانات لازم و در خوری برای

    تشویق و بزرگداشت شاعر فراهم نکرد و به همی خاطر روح نا آرام مأذون مکدر می شود و با

    یرودن هجویه ای علیه ایلخانان جبهه می گیرد و درصدد مبارزه با آنان بر می آید. مطلع ابیات

    زیر نمونه ای از هجویه های مأذون است که پیرامون محمد قلی خان ایلخانی سروده است :

    ظلمو نان دستگاهی قوران بی خبر                  یقلر بو دستگاه نا تمام بیرگؤن 

    عاقــبت وئــرر تخم مکافـــات ثمر                  چکــلر ظالمنان انتقام بیر گؤن

    ترجمه :«(ایلخانی !)دستگاه خود را بی خبر و با ظلم بنا نهادی ولی روزی این

    دستگاه ، تمام برچیده خواهد شد عاقبت تخم کافات ثمر خواهد داد و روزی از ظالمان

    انتقام خواهد شد .»

    ناگفته نماند که مأذون به حضور ظل سلطان،حاکم اصفهان، میرسد و با بدیهه سرایی

    پیرامون اسبان وی به دریافت جایزه و تخلص مأذون نائل می گردد. ممدوحین مأذون،

    سلطان محمد خان، داراب خان، سهراب خان، اللهیار خان و بهادر خان بوده است و

    افرا سست عنصری نظیر محمد قلی خان ایلخانی، علی قلی خان، نصرالله خان ،

    قباد خان، قلی خان و برخی از کلانتران مانند همت علی کیخا دره شوری و فضل

    علی بک قراچه ای مورد هجوم مأذون قرار گرفته اند و اگر زندگی این هجو شدگان را

    بررسی کنیم ، می بینیم که ضعفی در مسئولیت امور ایلی داشته اند و این گونه

    بهانه به دست مأذون داده که شجاعانه به آنها بتازد؛

    این شاعر گاهی چون خاقانی از قدر ناشناسی مردم گله می کند :


    قدرینگی بیل قدرینگ بیلن یوخولسا                  بیزیم ائلـده قــــدربیلن آز اولور

    ترجمه :«اگر کسی قدر تو را نمی داند، تو قدر خود را بدان زیرا در ایل قدرشناس

    کم است.»

    و گاهی خیام وار به چگونگی آینده شک می کند :


    گؤرنگ هارا چکه بیزیم سرانجام                 اؤزو مست، گؤزو مست یادوما دوشد

      ترجمه :«نمی دانم سرانجام کجا خواهد رسید آن مست چشم (خمار چشم ) به

    خاطرم رسید .» و زمانی همچون سعدی بر عمر تلف کرده خود تأسف می خورد .

    عمرومی صرف ائددیم ضایع اوتوردوم               یالان وعده دیلدن دیله دوشوبدور

    ترجمه :«عمر خود را صرف کردم و ضایع نشستم زیرا وعده دروغین از زبانی به زبان

    دیگر خواهد رسید.»

    این شاعر بارها در دیوان خود را عاشق عارف می نامد:

    « عاشق عارفم رند و تند مزاج»

    گاهی از عرفان می گوید و زمانی نیز از عشق زمینی سخن به میان می آورد. گاه با

    زبان ترکی هنر نمایی میکند و گاه حرفش را با تیغ برنده و طبع گهرزای فارسی بیان

    می کند:

    ز ترکی باراستی مجلسی                     بکش تیغ برنــده فارسی 

    اشعار وی با موضوعات مختلف و رنگارنگ همراه است این شاعر از صدای بلبل و از

    گلهای رنگارنگ سخن می گوید و چون هنر مندی خلاق هر لحظه ما را با دنیای دیگر

    و زیبای دیگر ی آشنا می کند و مقتضای حال و مقام همه را به تفکر وا میدارد و زمانی

    از گذشت روزگار می گوید و به ما پند و عبرت می آموزد و گاهی از مرگ افراد و

    شهامتشان می گوید. و ما را به شجاعت وا می خواند و حتما فقر نیز به عنوان یک

    عنصر قوی همیشه و همه جا در شعر او حضور دارد. 

    هئچ میرزا گورمه دیگ پولی اولمایا                  آت و قطر، کنیز _ قولی اولمایا

    ترجمه :«میرزای بدون پول و اسب و قاطر و کنیز و غلام ندیده بودیم.»

    آرامگاه ماذون در شیراز بقعه ی شاهزاده منصور است که بعد از چندین سال مخفی

    بودن در دل خاک پیدا شده و هم اکنون مشغول مرمت آن هستند.

    نویسنده: ابوالفضل جعفری ، دبیر ادبیات فارسی

    تگ هاي مرتبط با اين مطلب : قشقایی,qashqai music,موسیقی قشقایی,تصاویر قشقایی,دانلود اهنگ قشقایی,عکس قشقایی,شعر قشقایی,دانود موزیک قشقایی,ایل قشقایی,عشایر قشقایی,تصویر عشایر قشقایی,دانلود اهنگ ترکی قشقایی,
    امتياز : 3 | امتياز شما : 1 2 3 4 5 6 |
    پنجشنبه 22 ارديبهشت 1390 | 5:27

    صفحات ديگر :
    آخرين پست ها :
  • شعر سردار گلیدی.غول اوروج
  • قوشلارا داش آتان اوغلان.راضیه کاظمی کرانی
  • سری چهل و ششم تصاویر قاشقایی
  • شرح حال نعمت اله بیگ رحیمی
  • یا گؤله یا خرمنه.تیلکی متل لری.ناهید نوروزی چگینی
  • قطعه ی آساناک.جهانگیر رحمانی کشکولی
  • معادل ترکی کلمات در شعر.هدیه به شعرای ایل قاشقایی
  • قطعه گئدن آغیر ائل.هلاکو جانی پور
  • سالروز درگذشت محمد بهمن بیگی.برگزاری مراسم یادبود
  • بیوگرافی محمود کاویانی شش بلوکی
  • www.shahrambadri.com